• 1405/02/27 - 12:46
  • - تعداد بازدید: 1
  • - تعداد بازدیدکننده: 1
  • زمان مطالعه : 6 دقیقه
  • https://medf.hums.ac.ir/ZJde

یک سال، هزار صحنه؛ روایت یک سال در قاب روابط عمومی

بعضی سال‌ها آرام می‌گذرند؛ بی‌هیاهو، شبیه ورق خوردن تقویمی معمولی. اما بعضی سال‌ها پر از صحنه‌اند؛ صحنه‌هایی که هر کدام داستانی در دل خود دارند. سالی که گذشت برای روابط‌عمومی دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان از همین جنس بود؛ سالی که در آن دوربین‌ها فقط عکس نگرفتند و قلم‌ها فقط خبر ننوشتند، بلکه لحظه‌هایی را ثبت کردند که بخشی از روایت سلامت در این استان شدند.

 

به گزارش روابط‌عمومی دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان، محمدامین عالی‌پور احمدی، کارشناس سلامت و رسانه در یادداشتی به مناسبت روز ملی ارتباطات و روابط عمومی آورده است:

 

 روابط عمومی گاهی شبیه یک تماشاگر است؛ ایستاده در گوشه صحنه، با دفتری در دست و دوربینی بر دوش. اما در واقع نقش او چیزی فراتر از تماشا کردن است. باید ببیند، بشنود، حس کند و بعد آنچه را گذشته است طوری روایت کند که دیگران هم بتوانند آن را لمس کنند.

سال با نشانه‌هایی از امید آغاز شد. آمبولانس‌های تازه یکی‌یکی به ناوگان اورژانس پیوستند؛ خودروهایی که شاید در نگاه اول فقط تجهیزاتی جدید به نظر برسند، اما در واقع هر کدام معنایی فراتر دارند. هر آمبولانس یعنی مسیری کوتاه‌تر تا رسیدن به بیمار، یعنی چند دقیقه ارزشمند که می‌تواند مرز میان زندگی و مرگ باشد.

آن روز وقتی کلیدها تحویل داده می‌شد و آمبولانس‌ها آماده حرکت بودند، ما هم آنجا ایستاده بودیم؛ با دوربین و دفترچه یادداشت، تا لحظه‌ای را ثبت کنیم که شاید در ظاهر ساده باشد، اما در عمق خود حامل امیدی بزرگ برای سلامت مردم است.

چنین لحظه‌هایی برای روابط عمومی یادآور این حقیقت است که روایت کردن، فقط بازگویی یک رویداد نیست؛ ثبت معنای پنهان در دل آن رویداد است.

اما تقویم همیشه با صحنه‌های امیدوارکننده پر نمی‌شود.

در میانه همین روزها، حادثه‌ای رخ داد که فضای شهر را دگرگون کرد؛ انفجار در بندر شهید رجایی. خبری که خیلی زود در شهر پیچید و بیمارستان شهید محمدی بندرعباس به کانون تلاش و اضطراب تبدیل شد.

مجروحان یکی پس از دیگری می‌رسیدند. راهروها پر از رفت‌وآمد بود، چهره‌ها نگران و کادر درمان بی‌وقفه در تلاش. در چنین لحظه‌هایی روابط عمومی فقط یک ثبت‌کننده تصویر نیست؛ مسئولیت روایت دارد. باید آنچه رخ می‌دهد را با دقت و مسئولیت بازگو کند، بی‌آنکه از حقیقت فاصله بگیرد یا بر اضطراب‌ها بیفزاید.

آن روزها بیش از هر زمان دیگری فهمیدیم که کار روابط عمومی تنها انتشار خبر نیست؛ ثبت لحظه‌هایی است که در حافظه یک شهر باقی می‌مانند. روایت تلاش پزشکان و پرستارانی که ساعت‌ها بدون توقف کار کردند، و روایت مردمی که با نگرانی خبرها را دنبال می‌کردند.

و با این همه، زندگی همچنان در مسیر خود جاری بود.

افتتاح مراکز جامع سلامت و الحاق تجهیزات پزشکی پیشرفته در نقاط مختلف استان ادامه داشت. برای بسیاری از مردم این افتتاح‌ها شاید فقط تیترهای کوتاه خبری باشند، اما برای ساکنان هر منطقه معنایی ملموس‌تر دارند: دسترسی نزدیک‌تر به خدمات درمانی، کوتاه‌تر شدن مسیر درمان و آرامشی که از دانستن «در دسترس بودن» سلامت به دست می‌آید.

کار ما ثبت همین لحظه‌های ساده اما مهم بود؛ از بریدن روبان افتتاح تا نگاه کنجکاوانه مردمی که برای نخستین بار وارد مرکز تازه‌تأسیس می‌شدند.

در همین مسیر، دانشگاه چهره علمی خود را نیز پررنگ‌تر می‌کرد. نشست‌های تخصصی، کارگاه‌های آموزشی و گفت‌وگوهای علمی میان همکاران، آرام و بی‌هیاهو برگزار می‌شدند، اما در حقیقت بخشی از حرکت پیوسته یک مجموعه علمی بودند.

ما نیز آنجا حضور داشتیم؛ ثبت لحظه‌های تبادل تجربه و تبدیل آن‌ها به روایت‌هایی که نشان دهد دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان تنها در میدان درمان فعال نیست، بلکه در مسیر تولید دانش نیز گام برمی‌دارد.

با این حال، بعضی روایت‌ها سنگین‌تر از آنند که به سادگی نوشته شوند.

وقتی در جریان نخستین روز جنگ آمریکایی–صهیونیستی، مدرسه شجره طیبه در میناب بمباران شد و خبر رسید که فرزندان این دیار در آن حادثه جان خود را از دست داده‌اند، فضای دانشگاه برای مدتی در سکوتی سنگین فرو رفت.

غم را نمی‌توان در چند جمله خلاصه کرد. مستندسازی زندگی همکارانی که چنین داغی را تجربه کرده بودند، بیش از آنکه یک مأموریت رسانه‌ای باشد، مواجهه‌ای انسانی بود. گاهی دوربین فقط سکوت را ثبت می‌کرد؛ سکوتی که خود از هر کلمه‌ای رساتر بود.

آن روایت‌ها شاید سخت‌ترین بخش کاری ما در این سال بودند، اما در عین حال ثبت آن‌ها ضروری بود؛ زیرا حافظه یک مجموعه بدون ثبت چنین روزهایی ناقص می‌ماند.

در روزهای دیگر، مسیر کار ما به دوردست‌های استان کشیده شد. بشاگرد یکی از همان مقصدها بود؛ جایی که استقرار دستگاه سی‌تی‌اسکن شاید در نگاه اول تنها یک خبر کوتاه به نظر برسد، اما برای مردمی که سال‌ها برای دسترسی به چنین خدماتی مسیرهای طولانی را طی کرده‌اند، اتفاقی بزرگ است.

سفر به بشاگرد و ثبت لحظه استقرار این دستگاه، شبیه ثبت تحقق یک وعده بود؛ وعده‌ای در مسیر عدالت در سلامت.

در کنار همه این‌ها، دانشگاه صحنه‌های پر از شور و زندگی هم داشت. جشن‌های فارغ‌التحصیلی دانشجویان، سالن‌هایی پر از لبخند، عکس‌های یادگاری و خانواده‌هایی که با غرور به فرزندانشان نگاه می‌کردند. همان دانشجویانی که چند سال دیگر قرار است در بیمارستان‌ها و مراکز درمانی همین استان، مسئولیت سلامت مردم را بر دوش بگیرند.

و البته ده‌ها جلسه، بازدید، نشست و برنامه دیگر که هر کدام قطعه‌ای از پازل بزرگ مدیریت سلامت در استان بودند. شاید مستندسازی این لحظه‌ها همیشه در مرکز توجه نباشد، اما اگر ثبت نشوند، بخشی از تاریخ یک سازمان بی‌صدا از میان می‌رود.

روابط عمومی دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا می‌کند؛ جایی میان صحنه‌های پرهیاهو و لحظه‌های آرام، میان بحران و امید، میان خبرهای کوتاه و روایت‌های بلند.

اکنون که تقویم به ۲۷ اردیبهشت رسیده است، وقتی به پشت سر نگاه می‌کنیم، می‌بینیم آنچه گذشت تنها مجموعه‌ای از خبرها و عکس‌ها نبود. بیشتر شبیه فیلمی بود با صحنه‌های بسیار؛ از آمبولانس‌هایی که به ناوگان اورژانس پیوستند، تا راهروهای شلوغ بیمارستان شهید محمدی در روز حادثه بندر شهید رجایی. از افتتاح مراکز سلامت در گوشه‌وکنار استان، تا سفر به بشاگرد برای ثبت استقرار یک دستگاه حیاتی درمانی. از کلاس‌ها و نشست‌های علمی، تا جشن‌های فارغ‌التحصیلی دانشجویان؛ از دستگاه‌های جدید دیالیز و پت اسکن تا افتتاح مراکز سراج و البته روایت‌های تلخی که هیچ‌کس دوست ندارد دوباره تکرار شوند.

اگر بخواهیم همه این‌ها را در یک جمله خلاصه کنیم، شاید بتوان گفت:در این یک سال، روابط عمومی فقط خبر منتشر نکرد؛ لحظه‌هایی را ثبت کرد که هر کدام بخشی از داستان سلامت در هرمزگان بودند.

و شاید معنای واقعی روابط عمومی همین باشد؛ روایت صحنه‌هایی که اگر ثبت نشوند، خیلی زود در گذر زمان فراموش می‌شوند.

  • گروه خبری : آخرین اخبار,اخبار مهم
  • کد خبر : 28998
سیده کبری هاشمی
خبرنگار

سیده کبری هاشمی

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید